بهشت بامداد لبان توست

جامی جانم💕
🌱همیشه میدانستم که “بهشت” اسم مکان نیست. جغرافیا ندارد. حصار و گزمه و بارو ندارد. می دانستم… نشانی ندارد اما “نشانه” دارد!

💕همین که تو هستی جامی جانم. بهشت برای من قید زمان است یعنی همین “لحظه” که تو ساختی. قید حالت است یعنی همین “بوسه” که تو دادی . بهشت، طغیان ِآرامش است در نگاه تو. آبشاری از ترانه در چشمان تو. اقیانوسِ نوازش است در انگشتان تو. قدرمطلقِ رهاییست در موهای پریشان تو. بهشت، گوشه ای از برکه ی برکت خیزِ چشمان توست . بهشت ذره ای ازقدر مطلقِ اینه در پیشانیِ بلندِ توست. بهشت کوچکترین زاویه از حیرتکده ی ابروان توست جامی جانم… بهشت، تازه بامدادِ لبانِ توست.

💕و تو پدر را در لحظه ی “اینک” بهشتی کردی، نه از ایمانم پرسیدی و نه از هیچ. و من سراسیمه دست و پایِ کلماتِ همیشه رامم را، در صحنِ ساده یِ معنایِ تو گم کردم…و چرا نباید بکنم جامی جانم …وقتی که بهشت، تازه بامدادِ لبانِ توست…بامداد💕

۲۰۲۰. بیست و یکم می. بامداد. مونترال

درباره جلال حیدری نژاد

دانش آموخته جامعه شناسی از دانشگاه تهران، دلبسته ی فرهنگ ،اجتماع و آدمیزاد. مینویسم تا " نادانی" خودم را روایت کنم، نه بیشتر!

مشاهده همه مطالب جلال حیدری نژاد →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *