از میان کاغذها بر باد رفته/یادهای فراموش شده ۵

خندیدید؟ خودتان برایم نوشته بودید، نامه را که باز کردم اولین عبارتش همین بود،  فرشته دختر صاحبخانه نامه شما را گذاشته بود پشت در  و رفته بود.  برای باز کردن نامه شما عجله نمیکنم …

Read More

مردی که می خواست از دیوار راست بالا برود اما در حاشیه مستطیل سبز ماند

گفتگو با ابراهیم عمرانی ،انسانی که همیشه برایم محترم است.همیشه حرفی برای گفتن دارد. کتابدار است اما جنسش جور دیگر است و عیارش تفاوت معنا دار با دیگران دارد. شیرازه ی نمره …

Read More