در رذیلت حرص و طمع/ آیا سعدی داروی اصلی را نمیدانسته که دو تجویز کرده است؟

  با هم این حکایت از سعدی را بخوانیم: بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتکار شبی در جزیره کیش مرا به حجره …

در رذیلت حرص و طمع/ آیا سعدی داروی اصلی را نمیدانسته که دو تجویز کرده است؟ Read More

بازی بود اما آنروزها ما را “ولیعهد” خطاب میکردند

  باز هم روز تولد، حالا نمیدانم هفت ساله میشود یا هشت ساله،منم که حوصله ندارم،خب البته باید یک هدیه ای چیزی تهیه کنم،حالا شاید خیلی ها در این روز …

بازی بود اما آنروزها ما را “ولیعهد” خطاب میکردند Read More