از دهلیز رویاهای من.

 

می‌آیی ؟/ نمی‌آیی؟ /می‌آیی از کدام سو؟
کدام سوی سبزه‌زار، جرعه‌نوش عطر حضورت می‌شود؟
بر بال سپید کدام خیال تکیه داده‌ای؟
و از دهلیز کدام رؤیا سر برمی‌آوری؟

16
******
نگاهم می‌جرخد
میانهء خیالت آمده به بند بازوانم
می‌دانم نه تویی… می‌فشارمت!
نه تویی… می‌دانم/ نگاه را می‌چرخانم
تو را
خیال را
در مرکزی که فیلسوفان عاشق روزگار ما
سرک می‌کشند مدام
همخوابگی شور و شعور را
و چونان زنان پشت حجله‌گاه
انگشت هوس می‌گزند!
***
می ایی؟/ نمی آیی؟ می آیی از کدام سو؟

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *