مرگ اینجا غریبه نیست.

 

ما میوه دردهای جاری در رگ‌ قرن ها
و ازدحام اندوه آدمیم
فرزند حس غریب سهراب به زیر دشنهء پدر
و
حاصل تدبیر بی‌حاصل رستمیم، بر جنازهء پسر
ما
حاصل اضطراب دل تمام تهمینه‌های عالمیم./ تمام تهمینه های عالم!
پروردهء سال_ قحطی عشقیم./ سال قحطی_ عشق / قحطی_عشق
سالی که آسمانیان
تا همیشه
زمین‌گیر شدند
و کبوتر افتاد
و مادر گریست
و خون
به چشم پدر دوید

مرگ اینجا غریبه نیست
مثل زندگی‌ست!
اینجا غریبه نیست
غریبه نیست

16

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *