امید “باطل السحر” ناخوشی ست!

“بیست” تنها متعلق به یازده مردی نیست که روشن بود از خودشان گذشته بودندامروز …یازده مردی که نخواستند نوار شادی های اندک مردم گسسته شود! یازده مردی که خیابان ها را ترانه خوان کردند و تلخند مردمان عبوس شهر و دیار ما را به لبخند بدل کردند …و حالا دیگر باید به برزیل سلام کرد. به ریودوژانیرو …به سائوپولو …به سانتاکاترینا….به موخیتو…به سالسا…به سامبا …به برزیل حالا باید سلام کرد… میبنید؟..امید مردم که سبز شد،کسی رفت! وکابوسی به انتها رسید و از شنبه تا سه شنبه ،پیچ های خیابان بی تاب شدند!…میبنید؟ کسی رفت. اما ما ماندیم! سرنوشت کابوس نه “دوام ” است نه “قوام” اما تقدیر “امید” دم به دم سبز شدن است! …به گمان من “بیست” تنها متعلق به یازده مردی نیست که امروز از خودشان گذشته بودند ، “بیست “برای همه آنهایی ست که در چنبره ی کابوس های ریز و درشت ،فراموش نکرده بودندکه “امید باطل السحر ناخوشی ست” و اگر نبود همین امید ،خیابان های شنبه شاید با بغض می خوابیدند و خیابان های سه شنبه با بغض های شکسته!

۹ دیدگاه

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *