هجوم هیچ در پوچ _۱

پشت به منی ،انگار که قهری، من هم که میدانی عادت ندارم در اینطور مواقع اصراری داشته باشم. چه بمیرم چه بمیر ی  لام تا کام حرف نمیزنم…من اگر “غلط” کرده باشم زبانم به عذرخواهی باز تر از توست اما تو اگر “غلط” کرده باشی همه چیزت “ناز” تر میشود!!! یعنی فکر میکنی من در میانسالی با چشمانم فکر میکنم و نازهای کم چربی تو جای عذرخواهی را میگیرد؟  تو من را اینطور دیدی/؟  ….

در میان بادها و غبارها

فنجان قهوه را آرام بالا میبرم و سر توآرام پایین می آید،بوی قهوه میپیچد میان عطر موهای تو، یادم میآید که اسپرسو بدون شکر  محبوب ذائقه ی توست….یک بفرمایید هم حواله ات نمیکنم…یعنی اگر بکنم تو را طفل فرض کرده ام! تو را صغیر فرض کرده ام، تو را جنس دوم فرض کرده ام، تو را مستوجب ترحم و رعایت و مدارا حس کرده ام،  ..قهوه سرد دوست ندارم..پس ارام ارام مزه مزه میکنم قهوه را. ,و عطر موهای تو را…تو هم  مهلت داری که فکر کنی، و حتی انتخاب!…که با یک عذرخواه “بزرگ” شوی یا با  ادامه ی  پیچ و تاب های ناز آلود خودت را نهایتا “جنس دوم” معرفی کنی!…البته من در انتظار بلوغ تو هستم! حتی اگر انزمان هم پشتت به من باشد! مثل آدمهای  قهر کرده!!!!!!

۱۰ دیدگاه

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *