زندگی، خیابان نیست، ” دور برگردان” ندارد!

۱٫خیلی چیزها د رجهان تغییر کرده است. یعنی جلو رفته است. عقب گردی نبوده و نیست.  انها که عشق ” دوربرگردان”  دارند با سر به زمین میخورند. ابزار جدید در تمام شون زندگی  انسان وارد شده و مفاهیم (خصوصا اخلاقی )  را گرفتار تغییر و تحول کرده اند. مردم تغیرات تکنولوژیک را به دلیل ارامش و اسایشی که دارند به راحتی  میپذیرند .هر انچه زندگی را ساده تر و زیبا تر میکند پیشا پیش در دل و ذهن مردمان نشسته است. و ما ایرانیان نیز در همین دایره هستیم اما، در تناقض های عجیب !

۲٫ در نگاه اول شاید خیلی ها پیشرفت های فنی را صرفا  نتیجه ذهن  حسابگر ، فایده جو و ابزار ساز  انسان  بدانند اما این دروغی ست که عاشقان “دور برگردان” از سر ناچاری به خود و دیگران القا میکنند . انچه در صنعت و فن و تکنیک رخ داده است  همه و همه محصول تغییراتی است که در مفاهیمی عمیق تر صورت گرفته است. تغییر نگاه  انسان  به مفاهیمی چون   ایمان، اخلاق، عدالت، حقوق، تکلیف، خیر، شر، و …نظایر اینها سبب شده است که انسان به هستی  از زاویه ی دیگر نگاه کند . زاویه ای که دست ادمی را باز تر میکند در رفتن و بسته تر در ماندن، زاویه ای که ادمی را تشویق بیشتر میکند به “پریدن”   و “نگریستن” تا نشستن و گریستن. زاویه ای که ادمی  را از دست اختاپوس خرافه و جهل تا حد بسیاری رهانیده است و  دست انانکه سینه چاک ” گذشته” اند  و ” دور برگردان ”  ها را طواف میکنند را عجیب در پوست گردو گذاشته است.

۳. ما ایرانی ها به دلیل انکه سر تا پا فرنگی شده ایم( به دلیل اینکه سر تا پایمان اغشته به محصولات غربی ست)  اما خودمان کمترین دخالتی در خلق و کشف تکنولوژی نداشته ایم گرفتار تناقض های غریبی هستیم. برای انکه با پروسه خلق تکنیک و ابزار “تجربه زیسته” نداشته ایم. صرفا مصرف میکنیم. همین. اما نمی دانیم و حواسمان نیست ، البه کسی هم به ما نمیگیوید برای اینکه صرف ندارد برایشان!  کسی هم به ما نمیگوید که ابزار، چه اتومبیل باشد، چه زود پز، چه ارام پز، چه ماشین ظرفشویی و لباسشویی، چه رایانه باشد  و چه گوشی های همراه و…. فرهنگ خودشان را با خود حمل میکنند ، و مصرف کنندگان را چه بخواهند و چه نخواهند  ملزم به تغییر رفتار میکنند.  و اینجاست که تناقض ها متولد میشوند. هنگامی که ما ابزار را میگریم و بنا بر اصلی که همه امان تقریبا باور داریم  ” ایرانی اخر زرنگ های دنیاست”  دلمان به تغییرات فرهنگی رضا نمیدهد ، یعنی برایمان سخت است!

۴٫ دوست  داریم سوار اتومبیل های پر سرعت شویم ولی نه مدیرانمان میدانند اتومبیل پر سرعت جاده و خیابان استاندارد میخواهد و نه یادمان داده اند که قوانین را رعایت کنیم…برای همین سالی بیست و دو هزار کشته میدهیم و عین خیالمان نیست! ” مرگ حق است”   همین! میان خانه هایمان رایانه امده است. جواب سوال هایمان را زودتر کشف میکنیم ،بچه ها با شبکه های داخلی و خارجی بسیاری روبه رو هستند که مدام دنیای ذهنی انها را رفرش میکند  و انها هر روز داناتر میشوند، اما  بزرگ ترها تحمل پرسش های انها را ندارند…یعنی هنوز اگر بچه ای  از پدرو مادر سوال کنند که خواهر یا برادر کوچکشان چطور به دنبا امده، خیلی ها اگر خجالت نکشند و نخواهند پز منورالفکری بدهند میگویند: ” این کار خداست” !! و هیچ  فکر نمیکنند که این جواب نخ نما حتی توان منحرف کردن ذهن بچه را ندارد و انهم درست هنگامی که  انها  شب و روز در معرض اطلاعات و اگاهی “نو” هستند. بعد هم که بچه بیشتر دقیق میشود و سماجت میکند ما فکر می کنیم که لابد خبری شده و بچه امان دارد بی ادب، میشود. و یک جوری دهانش را میبندیم و اگر نشد کانال های ورود اطلاعات را مسدود میکنیم. رایانه ممنوع، اینترنت مسدود!تلویزیون خاموش.

۵.برای دخترانمان گوشی همراه میخریم که در دسترس باشند اما شب و روز نگرانیم که با چه کسی حرف میزنند،!! اگر میشد خودمان نیز “همراه” میشدیم !!!و لحظه به لحظه حراست میکردیم از مرزهای ناشور و نامالی که ذهنمان دارد اما در حال فروپاشی ست! عجیب میترسیم! و نمی دانیم که و نمیخواهیم باور کنیم که این گوشی  همراه که می اید، ارتباط ساده میشود، محیط شخصی گسترده تر و البته محترم تر. و ما به محیط های شخصی یکدیگر احترام نمیگذاریم،حتی معنی ندارد برایمان. همین که فکر میکنیم،طرف مقابل دخترمان است، همسرمان است،میخواهیم که همه چیزش را بدانیم. همه چیز را. اما نمیدانیم که با سیم کارت های ۵ هزار تومانی که میشود روزی ده تاخرید و دور انداخت فقط  ” اطمینان” است که حرف اول را میزند و در غیراینصورت باید حرص خورد ود ندان به هم سایید و غصه خورد که چرا فاصله ها زیاد شده است.

وقتی زود پز و ارام پز و ماشین های ظرفشویی  و لباسشویی می ایند، زنان ما خود به خود فرصت بیشتر پیدا میکنند، کتاب میخوانند، وارد شبکه های اینترنتی میشوند، بیشتر به خودشان میرسند،اگاه تر میشوند، مدام دستشان در میان مواد شوینده و کف الود نیست و تنشان بوی قرمه سبزی نمیدهد ،با دوستانشان دوره میگذارند و بیرون میروند ، و ما پیش خودمان فکر میکنیم: ” عجب دوره و زمانه ای شده…خانم یک ساعت میان خانه نمی ماند..بماند هم یا چت میکند یا تلویزیون میبیند و یا کتاب و مجله میخواند”…ذهن عاشق بر ” دور برگردان” ما عجیب به هم میپیچد… هم دوست داریم همسرمان روی مد باشد و هم دوست نداریم زیاد جلب توجه کند میان مردم، دوست داریم زندگیمان مزین به لوازم مدرن باشد   اما برای وقت ازادی که همسرانمان به دست می اورند برنامه و ایده ای  نداریم.

۶٫ اینها و خیلی چیزهای دیگر که نتیجه ورود ابزار مدرن به زندگی و به تبع تغییر شیوه های  زنده گی  ست، ما ایرانی ها را عجیب دچار دردسر کرده است.بیشتر مشکلات اجتماعی ،فرهنگی و اخلاقی و حتی سیاسی که داریم به همین دلایل است! لباسمان نو میشود ولی غبار کهنه گی  از ذهنمان پاک نمیکنیم. به قول دکتر شریعتی زود “متجدد میشویم اما متمدن نه” .در استفاده از ابزار مدرن سرعت داریم ولی در باور مفاهیم نویی که از ایمان و اخلاق و ادب و عدالت و حق و خیر و شر و…در جهان پدیدامده  گریزانیم و مدام دنبال “دور برگردان” هستیم!  کسی که سرتا پا فرنگی شده نمیتواند از فرهنگ و اخلاقی که ان ابزار با خود حمل میکند فرار کند ،اصلا به کجا فرار کند؟هستی متغییر است و انسان لاجرم به پیش میرود و انها که عشق ” دور برگردان”  دارند و فکر میکنند با زرنگی میتوانند از ابزار مدرن برخوردار باشند اما ذهنشان را از گذشته تغذیه کنند  دیر یا زود سقوط میکنند. و این حتمی ست ، برای  انکه   زندگی با  خیابانهای ما تفاوت دارد و هیچ “دور برگردانی” ندارد.مگر انکه شما بخواهید خودتان را “دور” بزنید !!!!

۲ دیدگاه

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *