طاقچه نیم بند و آنچه شما نمی خواستید!

پیش از آغاز

این نوشته مخاطبی به جز کسانی که قدرت و مسولیتی داشتند و دارند در حوزه های گوناگون و سطوح مختلف ،ندارد  ،نه اینکه من و شما درویشان یک لاقبا مخاطبش نیستیم ..نه..اما کسی که دستش کوتاه از منصب و مکنت آنچنانی است، مختصاتش نیز تفاوت میکند.البته مسول یک بخش کوچک در یک سازمان یا وزارتخانه و نهاد و در هر جای جامعه نیز قدرت دارد اما انکه کلی!! مدیریت میکند و انکه در سطح بالای امور  معاونت!!دارد و مشاورت !!! میدهد و انکه ریاست میکند و جبه وزارت و یا وکالت به تن دارد وداشته است  و البته از کیسه مردم ارتزاق هم میکند، آنهم اساسی و شدید! این چنین فردی حتما و حکما بیشتر مسولیت دارد!.به هرحال مخاطبان این  نوشته، از فردی که قدرت تصمیم گیری برای یک برگ کاغذ را دارد تا انکه میتواند به حکم همان کاغذ و امضا حال جماعتی را خوش یا ناخوش کند و اه مردمان را به گردون برساند یا نرساند، ازادند که پشت گوش بیندازند این  قصه را  اما شک ندارم که آنقدر هوش دارند که بدانند ، خداوند عالم  یک روز “پشت گوششان” را نشانشان خواهد داد و این وعده خداوند است!

***********************************************

من همیشه گرفتار این اندیشه ام که ما ادمها تا کجا  گرفتار نتایج نا خواسته ی رفتار و گفتارمان هستیم ،نتایجی که میتواند خیر یا شر باشد ولی به هر دلیلی در هنگام انجام عمل یا ایراد سخن به ذهن و دل  ما خطور نکرده است. برای من همیشه این سوال مطرح بوده است که کلام خداوند در ایه ی ” فمن یعمل مثقال ذرّه خیراً یره و من یعمل مثقال ذرّه شراً یره ” شامل نتایج ناخواسته ! اما به وقوع پیوسته رفتارو کردار ما نیز میشود یا نه؟  یعنی رفتار و گفتار امروز ما چنانچه در آینده حسن و قبحی به دنبال داشته باشد آیا ما نسبت به آن امور مسولیت داریم یا نه؟ شاید بهتر باشد با یکی دو مثال همه چیز را روشن تر بیان کنم:

نمونه اول :شما تصمیم میگیرید تا درمنزل طاقچه ای درست کنید  با این نیت که گلدانی بر آن بگذارید و کتابی و اینه و شمعدانی،(در نیت شما شری موجود نیست و هر چه هست خیر است) طاقچه را هم درست میکنید،چند آجر و چند مشت سیمان و گچ،… طاقچه مهیا و گلدان و کتاب و اینه بر آن استوار میشوند .روزها و ماهها  میگذرد تا اینکه میهمانی به منزل شما آمده و زیر طاقچه مینشیند و از قضا طاقچه بر سر میهمان خراب میشود و میهمان تا مرزهای مرگ پیش میرود .

نمونه دوم: شما صاحب کسب ومنصب و  کارو مقامی هستید و یا بودید.بنا به شرایط، وضعیتی پیش میاید که شما ترجیح میدهید فردی را به جای خود یا در رتبه های دیگرپایین تر از خود  بنشانید … پس از چندی فرد مورد نظر هیچ منصفانه رعایت نمیکند و حق خوری عادت روزانه اش میشود واز تهمت زدن باکی ندارد و پارسایی برایش جز لقلقه ی زبان نیست و  و تبعیض و خویشاوند مداری ملاک حق و باطلش میشود و …خلاصه جوری رفتار میکند که آه  مردمان  به گردون میرسد وگرفتار مضیقه میشوند وهزاران مصیبت دیگر …!

هنگام بروز این دو نمونه ،موارد زیر قابل بحث و گفتگو میشود:

الف:”شما قصد نداشتید کسی را تا مرز مرگ پیش ببرید اما حالا طاقچه ای که شما درست کرده بودید میرود تا جان کسی را بگیرد. و فردی که شما به جای خود گذاشتید چنان میکند که تمامی مردمان به عذ اب می افتند.  آیا شما که نیت “خیر” داشته اید در این نتایج  ” شر”  شریک هستید یا نه؟” آیا شما که ان طاقچه را ساختید و ان فرد را گماشتید مسوول عواقب ان نیستید؟

ب: “اگر آدمها خود را فارغ از نتایج ناخواسته اعمال و رفتارشان بدانند و تنها بر نیت “خیر” خود تکیه کنند چه خواهد شد و اگر خود را حتی در برابر آن نتایج ناخواسته مسول بدانند و حساس تر باشند و بیشتر دقت کنند چه خواهد شد؟”

پ: کلام حضرت باری در آیه “ فمن یعمل مثقال ذرّه خیراً یره و من یعمل مثقال ذرّه شراً یره” آیا ناظر به نیت های انسان ست و یا اعمال؟ و اگر اعمال است ایا سنجش خیر و شر  یک عمل جز با بررسی نتایج ان حاصل میشود یا نه؟ و آیا نتایج یک عمل را در ظرف زمان معینی می سنجند یا خیر؟ اگر به نتایج ناخواسته ولی به وقوع پیوسته توجه نشود ،بیم  ان نمیرود که هیچکس مسولییت رفتار و گفتار خود را نپذیرد و همه به این بهانه که ” نیت ما خیر بوده” از زیر بار مسولییت شانه خالی کنند؟

پیش ازپایان:

به گمان من جامعه و سپهر محیطی ما،هم انجا که کار میکنیم و هم  انجا که زندگی میکنیم، هنگامی به سامان  تر میشود که ادمیان از نیت ها عبور کنند و از نتایج واضح و روشن نیز بگذرند و دغدغه نتایج ناخواسته گریبانشان را فرونگذارد. و شاید ا ینچنین نشده است که  از هر سو طاقچه ای فرو میریزد که معمارش تن به هیچ مسولییت نمیدهد به این بهانه که قصدم سر شکستن نبود! و هیچ نمی اندیشد که به هر حال ان طاقچه به دست او مهیا شده است  و یا فردی را  پشت دخل کسب و میز پست و مقام مینشاند که به زیر دستان هیچ رفتار و گفتار منصفانه و انسانی و عقلانی نداردو صاحب  اصلی کسب  ،شانه بالا میاندازد و هزار بهانه میتراشد که : ” نیت من خیر بود”!

وحقیقتا حکم ” نیت خیر! ” که سر بشکافد و دل بدراند چیست؟    و آیا اصولا و اساسا آنچه” آه” مردمان به گردون میرساند میتواند پیشه و ریشه اش  صرفا یک ” نیت خیر” باشد؟!   و انکه صرفا به “نیت خیر” خود تکیه میزند و بیم نتایج دور را ندارد ، در شکستن  سر و  انداختن غم میان دل  مردمان (آنهم  با دست دیگری) اما برامده از استین بی تدبیری خود  مسول نیست؟

انکه طاقچه نیم بند میسازد باید بداند که ترازوی خداوند همه چیز را (نیت و روش و ارزش و تدبیر و…) را “تمام بند” میزان میکند نه ” نیم بند” ! و  طاقچه های نیم بند به هر حال سر میشکنند چه شما خواسته باشید و چه نخواسته باشید!

۲ دیدگاه

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *